زندگي كٍش آمده به گمانم. همه چيز كش دار شده. مثل آدامس مي چسبد و كنده نمي شود. مثل زالو رهايت نمي كند. از روزهاي تبدار تابستان گرفته تا اين پاييز هميشگي و مور مور شدنهاي سحرگاهش و شبهاي عجولش كه زود از راه مي رسند. ديروز كجا ماند؟ فردا چيست؟ همه چيز امروز است. امروز يك اتفاق است. اتفاقات گيجم مي كنند. اين امروزها .. اين سلسله ي دوار ..
No comments:
Post a Comment